شب تولد پيامبر(ص)/
IRIB-CH2/برنامه خاتم عشق-
"استاد"سهيل محمودي : شب عيد است و ...از "استاد"حبيبي خواهش مي کنيم ...-
اين جانب : (در حالت چهارچشمي خيره به تي وي!)(استاد مي نوازند )
(ما، خيره..)
(ما خيال مي کنيم چشمانمان تيره و تار گشته !..بچه ،صد بار بهت گفتم اين قدر جلو نرو بشين !)
(ديگر "
دف"ي نمي بينيم...)(گل ،بلبل ،کمي صداي دف،گل ،بلبل،کمي صداي دف،نقش قالي،پيام بازرگاني!!!)
(ما،هاج و واج،همچون "هاچ"در پي مادر!،خيره به پفک و چيپس و ... وچون فقط کمي ، به درجه ي انفجار مغزي رسيده ايم،نا خواسته ،کلمات زيبايي نثار همه "مسئولين"مربوطه و نامربوطه که مصبب اين عمل شنيع،ضد اخلاقي،ضد فرهنگي و...که کمر بندها رابسته،شديدا در حال شناساندن فرهنگ ايراني به "کودکان "ايراني هستند،مي نماييم،باشد که مورد رحمت ايزدي قرار گيرند ،ان شاالله!! )
بعضي مواقع خط قرمز هاي نابه جايي وجود دارند که اعصاب انسان را مي پژمرند!...و ...برخي مواقع،بعضي از "مسئولين"محترم آن قدراز اين خط قرمز ها مي هراسند که همي شه سعي مي کنند ،کيلومتر ها دورتر از آنها حرکت کنند ....
در هر صورت فحش قشنگي (؟!؟)بود به همه دف نوازان ،علاقه مندان و ...،موفق باشيد !
چه قدر دلم هوای اون کلاس شلوغ دفمون را کرده ...هم نوازی ...ریز..وای چه قدر دلم هوای تک نوازی استاد شیخ بهایی توی "سوره "را کرده ...یادش به خیر ....
| | لینک به این مطلب 





