تبليغاتX
خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز - از موهبت‌های امر مقدس ازدواج!
شنبه بیست و نهم تیر 1387
از موهبت‌های امر مقدس ازدواج!
می‌گوید: خب حالا این حرفها را ولش کن. دیشب برای خنچه بردن چرا نیومدی؟! اگر فکر کردی وقتی خواستن برای جنابعالی خنچه بیاورند، منم تلافی می‌کنم و نمی‌آیم، سخت در اشتباهی‌ها!
می‌گویم: اختیار دارید! قدمتان روی چشم. حالا کِی هست؟!
می‌گوید: اونش مهم نیست، دو هفته‌ی دیگه، سه هفته!!
می‌گویم: البته سه هفته یه کم زوده. می‌ترسم فامیل اوردوز کنن‌ها!!:دی
دارم به این فکر می‌کنم که ازدواج هم امر جالبیه‌ها! تا وقتی کسی را پیدا نکردی که واقعاً دوستش داشته‌باشی و بخواهی باهاش ازدواج کنی، وقتی صحبت از ازدواج و این حرفها می‌شه رو ترش می‌کنی و با خنده و تمسخر مسئله را دور می‌زنی ولی وقتی خودت به این نقطه‌ی عطف می‌رسی، هنوز نرسیده، به فکر تنهایی بقیه می‌افتی و در هر فرصتی به جوان‌های مجرد دور و برت پیشنهاد می‌کنی که خیلی جدی و تا دیر نشده به این امر مهم بپردازند! جالب‌تر اینکه حتی متاهل‌هایی که مشکلات زیادی در زندگیشان داشته و دارند هم زندگی مجردها را بی‌مزه، کسل‌کننده و غم‌انگیز می‌دانند و در هر صورت ازدواج را امری لازم برای هر آدمی میدانند... زندگی، بازی جالبیست!

پ.ن: اصلاً تصور نمی‌کردم که این نوشته‌ی ساده و روشن(به نظر خودم!) این همه کژتابی داشته‌باشد! به هر حال ضمن تشکر از همه‌ی دوستانی که به صورت کامنت خصوصی/عمومی، اس‌ام‌اس و تلفن جویای احوال شدند، باید عرض کنم که در این پست رد پای هیچ شاهزاده‌ی سوار بر اسب سفیدی که به زندگی خ.ا.ن راه یافته‌باشد، وجود ندارد، به هیچ وجه!

|+|موضوع مطلب: روزنوشتهای عمومی
|+|به اشتراک گذاری: - مرتبه
|+|لینک‌دهنده‌ها: بازنگار، دودردو
|+|لینک‌های مرتبط: -

نوشته شده توسط نفیسه در 9:18 | Balatarin | | لینک به این مطلب