خیلی وقته میخواهم حرفهایم را دربارهی فمینیسم و این چیزها، بنویسم ولی وقت نمیشد، این چندروز که حسابی سروصدا درباره این مسایل به وجود آمده بود هم وقت نوشتن نداشتم ولی حالا می خواهم بنویسم.
***
استاد فارسی عمومی، غزلسراییست شناخته شده که برای فروش کتابش به دانشجویانش توصیه میکند برای اینکه مثبت بگیرند(!) کتابِ 2500 تومانیاش را بخرند و بدهند امضا کند!!...آخرین جلسهی ترم است و حالا نیم ساعتی وقت اضافه آمده و خودش هم دیگر حوصلهی اراجیف گفتن ندارد! پیشنهاد میکند که دانشجویی بیاید جلوی کلاس و یک سخنرانی، در
هرموضوعی، انجام دهد. کسی بلند نمیشود. استاد شروع میکند به گفتن این که از شما بخاری بر نمیآید و...بعد موضوع میدهد: "فمینیسم".
حرف زیاد دارم ولی ترم اول است و هنوز صحبت کردن در یک جمع 50،60 نفرهی مختلط(پسر،دختر،ترم بالایی و ترم یکی) سخت است(البته، اولش!). اما بلند میشوم...پیداست که استاد برای وقت گذرانی و دست انداختن این بحث را پیش کشیده است، یک جمله را نمی گذارد تمام کنم، متلک میپراند، بچهها میخندند و من دود از کلهام بلند میشود، عصبانیم، نه از این که جلوی کسی ضایع شوم، که همهشان به نظرم یک مشت آدم نفهم میآیند!، از این که یک استاد دانشگاه این قدر بیشعور و نفهم باشد و از این که جوانانی میبینم که با "دشمن" هم نفس شدهاند...از این که "تربیت" نقش عمدهای در شکل گیری شخصیت دختر، به عنوان "توسریخور" و پسر به عنوان "زورگو"دارد و ...حرف میزنم. حرفهایم منطقیست و سعی میکنم درمیان متلکهای استاد و خندههای دانشجویانش، آرام و متین حرفم را بزنم... تمام میشود... و من به خودم لعنت میفرستم که جلوی استادی با عقاید عهد عتیق از فمینیسم حرف زدهام!...و منفجر میشوم وقتی تنها نتیجهای که از این سخنرانی بیهوده نصیبم شده، یک "درخواست دوستی و شماره تلفن " احمقانه (آنهم در دانشگاه) است !!!!
****
این را قبول ندارم. به نظرم این جور شعارها فقط، قضیه را لوث میکند. اگر از فردا بگویند همه آزادید که هرجور میخواهید لباس بپوشید، من به
شخصه، امکان ندارد بدون روسری و لباس "پوشاننده" بیرون بروم. در خارج از ایران هم همینطور بودم بلوز آستین دار و شلوار جین و روسری. به نظرم کسانی که شعار "نه به حجاب" در ایران را مطرح میکنند، راه به خطا رفتهاند...
ایران هیچ وقت نمیتواند "آزادی به این معنا"را درخود جای دهد و اگر بخواهیم به این راه برویم بیشک تنها نتیجهی آن، قربانی شدن زنان خواهد بود. به نظرم به جای این قبیل شعارها بهتر است شعار مبارزه با مزاحمتهای خیابانی سردهیم و خواستار مبارزهی قاطع و چکشی با مزاحمین خیابانی (متلک گویان و...) باشیم. باشد که این بیماری مسری و خطرناک از جامعهی مردان "مسلمان" ایران زدوده شود. این نگاههای کثیف باید کور شوند و این دهانهای بدبو باید خفه شوند.
****
پسر بچهی 8،9 سالهایست از خانوادهای متوسط (با وضع مالی به نسبت خوب) ولی بیفرهنگ.
برای اشاره به دختری، آرایش کرده، با مانتوی کوتاه و شلوار 90سانتی از کلمهی "زنیکه" استفاده میکند...درجا خشکم میزند...اعتراض میکنم:«این چه جور حرفزدنه؟!»...«ما، به این زنا که این جورین میگیم زنیکه!»...دارم بالا میآورم...دستم را محکم در جیبم نگه میدارم و سعی میکنم نگاهم به صورت مادر پسر که با قیافهی حق به جانب نگاهم میکند، نیافتد که نفرت و ترحم چشمانم را نفهمد...
****
مرد، در جمع نشسته، دخترش و زنش هم هستند...میخندد و دربارهی زن بدحجابی که دیدهاست، صحبت میکند و بعد هم تاکید میکند که به خاطر اعتراض و این چیزها این ها را تعریف میکنه...دندانها را به ه میفشارم که جیغ نزنم...
دلم برای همجنسانم میسوزد...
****
فیلم “She is the man”را میبینم. ایدهی اولیهی فیلم جالب است ولی...چند جملهی جالب دارد. «کفش پاشنه بلند را مردها اختراع کردهاند، که زنها نتوانند فرار کنند»! ...فیلم ایدهی فمینیستی دارد ولی دوستش ندارم...
***
به نظرم اختراع شغل نه چندان"شغل"ای به نام "خانهداری" یک توهین و تضییع حق بزرگ تاریخ بشریت است. زن خانهدار خودش را در کودکان و شوهرش تقسیم میکند. افتخاراتش، علایقش و همه چیزش دیگران میشوند ودیگری "خودی" وجود ندارد. این حرف آزاده را هم ابداً قبول ندارم و آن را توهین میدانم...حالم از این فیلمهای مسخرهی "صداو سیما"یشان هم به هم میخورد. "تقابل زن سنتی و زن مدرن" را به مسخره ترین شکل ممکن نمایش میدهند همانطور که اینترنت را به مزحکترین صورت...چند هفتهی پیش فیلمی دیدم ازشبکهی دو. زنی جنوبی به تهران و خانهی پسرش، در یکی از برجهای شمال شهر، رفته بود و در تقابل با زن مدرن پسرش که در بورس کار می کرد، مدام قرص اعصاب میخورد، جیغ میزد، همیشه عجله داشت، عصبی بود و با بچههایش مشکل داشت، قرار گرفت. این نگاه به زن مدرن واقعاً مزحک و زشت است. متاسفم...
***
حرف در این باره زیاد است، گله از زنهایی که دخترانشان را برای "خانهی شوهر تربیت میکنند." و دخترانی که نمیخواهند روی پای خودشان بایستند و مردانی که "زن مطیع" میخواهند و...
====================
بمب گوگلی یادتان نرود...
| | لینک به این مطلب 





