تبليغاتX
خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387
یک عصر، یک آدم خسته، یک وبلاگستان پر از حس‌های متفاوت!
عصر پنجشنبه‌ست. نزدیکی‌های غروب. از دانشگاه(یک کلاس جبرانی بی‌موقع) برمی‌گردم. به شدت خسته‌ام بس که از صبح جاهای مختلف رفته‌ام و آدم‌های جورواجور دیده‌ام. بعد هم که آنالیز... خسته‌ام و کمی کسل. دلم یک هیجان کوچولو می‌خواد. فکر می‌کنم اگر سرمانخورده‌بودم خودم را به یک ضیافت کوچیک یک نفره دعوت می‌کردم. یک خوردنی که حسابی حال آدم را جا بیاورد. بعد فکر می‌کنم خب مثلاً چی؟!... دلم اما یک طعم جدید می‌خواهد... بعد فکر می‌کنم روزنامه‌ای، مجله‌ای چیزی بخرم... دکه روزنامه‌فروشی هم حالم را خوب نمی‌کند. حتی آهنگهای روی ام‌پی‌4ام هم فایده ندارند... با سرعت 1 میلی‌متر بر ساعت، 5 دقیقه تا خانه پیاده‌روی می‌کنم! ساختمان هم سوت و کوره. حتی صدای خانم توی آسانسور هم خسته است انگار!... کمی جلوی تلویزیون ولو می‌شوم برای یک چنل‌سِرفینگ سردستی... شیرعسل درست می‌کنم و همانطور بی‌حوصله تا جلوی کامپیوتر می‌روم. شاید خواندن فیدهای آپدیت‌شده‌ی یک روز مانده، حالم را خوب کند. اسنرفر را باز می‌کنم. فولدر فیوریت‌فیدها و بعد یک پست از «توکای مقدس» را می‌خوانم، دو پست از «شهری از آب»، چند پست از «برای خاطر کتاب‌ها» و... حالم دارد بهتر می‌شود.  بله واقعاً حالم بهتر شده انگار! متشکرم دنیای خوب وبلاگستان

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط نفیسه در 21:12 | Balatarin | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387
بلاگفا Vs وردپرس یا چرا به وردپرس اسباب‌کشی ن/می‌کنم؟!
این یک هفته‌ی اخیر موج‌های زیادی در وبلاگستان به راه افتاده که خب آدم وقتی می‌شینه به فیدخوندن، هوس می‌کنه درباره هرکدامشون یک پست بنویسه! ولی خب وقت نمی‌شه. برای همین فقط درباره باربط‌ترین موج به من و وبلاگم می‌نویسم.
کمتر از ده روز پیش، تیم وردپرس فارسی، امکانی به وجود آوردند که وبلاگ‌های بلاگفا بتوانند آرشیوشان را به سیستم وردپرس، منتقل کنند. این امکان جالب و هیجان انگیزی بود. وقتی دیدم، ترغیب شدم که وبلاگ دومم را به وبلاگی که در وردپرس ثبت کرده‌بودم، منتقل کنم درحالی که  مطمئن بودم بلاگفا نسبت به این امکان ساکت نمی‌ماند و به راحتی می‌تواند کدهای وردپرس را که باید در قالب بلاگفا می‌ریختیم، ممنوع کند ولی به خاطر کمبود وقت و البته یک اشتباه مسخره، نشد این کار را بکنم. صبح روز آخر، کدها را در قالب ریختم تا بعد در فرصت مناسب، فایل xml را بگیرم ولی عصر، موقع دریافت فایل، با پیغام ارور روبه‌رو شدم و وقتی به قسمت قالب وبلاگم رفتم، دیدم قالب قبلی(آبی ساده) جایگزین شده!
اما بحث در مورد عملکرد بلاگفا، تیم وردپرس فارسی و حقوق وبلاگنویسان، همچنان داغ است و البته جالبه که این وسط، بیشترین اعتراضات از طرف وردپرسی‌های وبلاگستان نسبت به بلاگفا بوده! لذا من به عنوان یک بلاگفایی که وردپرس را دوست دارد. آی‌تی نویس/خوان و فعال در پروژه‌‌های مشارکتی وبلاگستان است، می‌خواهم در این باب بنویسم.
                                                                                                             wordpress  وردپرس  :  First episode  
خیلی بعید نیست که بالاخره این وبلاگ را به وردپرس منتقل کنم. چرا؟!
 1 .اگر وبلاگستان آی‌تی را دنبال کنید، محال است که ترغیب نشوید باروبندیلتان را ببندید و به وردپرس نقل مکان کنید. وردپرس امکانات زیادی دارد که هر وبلاگنویس آی‌تی دوستی را وسوسه می‌کند و البته از انجا که من به شدت عاشق همراه شدن با موج‌های وبلاگستان آی‌تی مثل موج فیس‌بوک و فرندفید و توییتر و فایرفاکس و فید و... هستم، دوستان وردپرسی زیادی هم دارم که تا به حال خیلی‌هایشان توصیه کرده‌اند که این وبلاگ را به سیستم قوی وردپرس منتقل کنم.
 ۲ .ما عادت کرده‌ایم. این یک متد متداول شده در مملکت عزیز ما. «هر جا عرضه یا حوصله‌ی رقابت نداری، محدودیت ایجاد کن!» این راحت‌ترین راه ممکنه. مهم نیست که مدیرعامل شرکتی باشی، رئیس باشی، بقال و نانوا و سبزی فروش یا حتی یک خبرنگار یا روزنامه‌نگار ساده که مثلاً سردبیری، مسئولی چیزیست. هر جا احساس کردی کم آورده‌ای برای دیگرانی که کارشان به تو گیره، محدودیت ایجاد کن. درست که این به ضرر خودت هم هست اما در عوض اگر تو پیشرفت نمی‌کنی، آنها هم پیشرفت نمی‌کنند. جالبه. نه؟! و من از این مدل محدودیت‌ها بیزارم و حس می‌کنم، اقدام بلاگفا هم در این راستاست.(البته حرفهای جناب علیرضا شیرازی، مدیر بلاگفا، کمی در این نظر خلل وارد کرده!)
                                                                                                            بلاگفا  blogfa : Second episode    
اما از سوی دیگر، ماندنم در بلاگفا هم زیاد دور از ذهن نیست. چون:
 1 .مدتها بود که دنبال یک قالب اختصاصی خوب بودم تا بالاخره به این رسیدم و دوستش دارم و دل کندن از آن خیلی آسان نیست.
 ۲ .بلاگفا سیستم خیلی ساده وسریعی است که آدم را حسابی تنبل می‌کند.
4- سه سال از عمر این وبلاگ می‌گذرد. آرشیوم را خیلی دوست دارم و دل کندن از آن خیلی سخت است.
 ۳ .کانترم را هم خیلی دوست دارم. (البته دوستان وردپرسی معتقدند اگر به وردپرس نقل مکان کنم، هم کانتر وبلاگم کن‌فیکون می‌شود و هم تعداد مشترکین فیدم افزایش می‌یابد.)
 ۴ .و اما دلیل مهم‌تر... این کامنتی است که زیر پستی که یک فتحی عزیز به من تقدیم کرده‌بود، نوشتم ولی به دلایلی شروین خان اجازه‌ی انتشارش را نداد. حالا اینجا بخوانیدش:« از این که این مطلب خوب را به من تقدیم کردی، خیلی خیلی ممنونم یک فتحی جان! راستش را بخواهی زمانی بود که من عاشق وردپرس بودم، خیلی با خودم کلنجار رفتم که به وردپرس مهاجرت کنم، اما بعداً به این نتیجه رسیدم که این کار را نکنم! وردپرس واقعاً در مقابل بلاگفا یک غوله با هزاران امکانات خوب که گاهی آدم را بدجور به هوس می‌اندازه اما تصمیم گرفتم از این هیجانات زودگذر چشم پوشی کنم چون از وردپرسی‌های وبلاگستان دلگیرم. می‌دانم اگر وردپرسی بودم، همه‌ی این پست‌ها که عاشقانه می‌نویسمشان ولی مهجور می‌مانند، داغ می‌شدند، کامنت‌های خوبی می‌گرفتند، شر می‌شدند و به لیست داغ‌ترین‌های وبلاگستان هم راه پیدا می‌کردند. اما حرف من این است که اگر محتوای پست‌های من خوب است، چرا دوستان وردپرسیم نادیده‌اشان می‌گیرند؟! فقط به خاطر بلاگفایی بودن؟! حتماً باید وردپرسی بود تا ارزش خوانده شدن داشت؟! من این را قبول ندارم. و از مافیایی که دوستان وردپرسی‌ام راه انداخته‌اند ناراحتم.اشتباه نکنید! من وردپرسی‌ها را دوست دارم. وردپرس را هم. به محض این که لینک «انتقال از بلاگفا به وردپرس را دیدم» رویش کلیک کردم و تصمیم گرفتم وبلاگ دومم را به وردپرس انتقال بدهم که البته بلاگفا پیش دستی کرده و کدها را ممنوع کرده بود:( از سوی دیگر، می‌دانم که وردپرسی‌ها فعالترین، پرکارترین و موثرترین وبلاگنویسان وبلاگستانند. هر روز تعداد زیادی از بهترین وبلاگهای وبلاگستان، که عمدتاً وردپرسی اند، را می‌خوانم و برای ستون‌ام در صفحه آی‌تی روزنامه، با ذکر منبع، ازشان استفاده می‌کنم. اما دوست دارم این انحصارگری در وبلاگستان وردپرس محو شود. دوست دارم بعضی پست‌های بعضی وبلاگها فقط به خاطر نام نویسنده‌شان یا وردپرسی بودن وبلاگ، در لیست داغ‌ترین‌های وبلاگستان قرار نگیرند و…»
 + .به نظرم در این مورد، همه تا حدودی حق دارند. کاربران بلاگفا، مدیر بلاگفا، وردپرسی‌ها و... اما شاید بهتر باشد همه‌ی ما در رفتارمان تجدید نظر کنیم. بلاگفا باید امکان مهم و حساس پشتیبان‌گیری از وبلاگ را به سرویسش اضافه کند. وردپرسی‌ها باید دست از این انحصارگرایی خوردکننده بردارند و برای دیگر وبلاگنویسان هم احترام قایل باشند و همه ما باید سعی کنیم وبلاگستانی تاثیرگذار، فعال و به روز داشته باشیم.
 + .در مورد این موج، چند پست خیلی خوب و مهم نوشته‌شده که توصیه می‌کنم حتماً بخوانیدشان: اول مطلب دکتر مزیدی با عنوان زندان بلاگفا که از open web حمایت می‌کند، بعد پست جناب مدیر بلاگفا را بخوانید یا مصاحبه‌اش را با عصیان بشنوید. و دست آخر هم این پست بلاگنوشت را دریابید.

  !  .پ.ن بی‌ربط:به نظر شما آدم اصولاً چه قدر می‌تواند دیوانه باشد؟! این تعامل با روسای سرویس‌های مهمم‌ترین روزنامه‌ی پایتخت اسبق فرهنگی جهان اسلام، اگر به زودی مرا دیوانه نکرد احتمالاً حداقل این موهایم را به باد فنا خواهد داد! کمی همدردی و مورفین(!) نیازمندیم!

|+|موضوع مطلب: روزنوشتهایی به افتخار وبلاگستان
|+|به اشتراک گذاری: ۱مرتبه
|+|لینک‌دهنده‌ها: بازنگار، دودردو
|+|لینک‌های مرتبط: بلاگفا دربرابر فیس‌بوک/فلیکر، زندان بلاگفا-۳، کدامیک دایره بسته وبلاگستان را می‌شکنند؟سنتی‌ها یا حرفه‌ای‌ها،

نوشته شده توسط نفیسه در 13:5 | Balatarin | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387
احساس خارش در یکی و نصفی دنده و دعوت به یک نقد منصفانه!
یک سوال ساده مبنای نوشتن این پست بود. «چرا این وبلاگ را می‌خوانید؟!»... وبلاگ من چه نکات جذابی برایتان دارد؟ نقاط ضعف و قوتش چیست؟ دقیقاً چه وقت‌هایی حس می‌کنید مزخرفی بیش نیست(!) و چه مواقعی در دل به نویسنده، احسنت می‌گویید؟! دوست دارید کدام بعد وبلاگ بیشتر تقویت شود و کدام بعد کلاً نابود شود؟! نظرتان درباره قسمت‌های مختلف وبلاگ(تیتر، لوگوها، قالب، تفسیر نوشته‌شده روی هدر، پیوندهای روزانه، پیوندهای وبلاگ، درباره وبلاگ، پستها، موضوعات مطالب، منتخب نوشته‌ها و...) چیست؟! به نظرتان زمان بین دو آپ چه قدر باشد بهتر است؟(ساعتی(!)، روزانه، یک روز در میان، هفتگی، عشقی و ...). عکسها چه‌طورند؟ جذابیت وبلاگ را چند درصد تخمین می‌زنید؟ و... خلاصه اینکه یه کم احساس خارش در دنده، در وجود ما متبلور شده و به همین دلیل دلمان کمی بحث و جدل و دعوا و کل‌کل و البته نقد منصفانه می‌خواهد! چشم به راهیم‌ها!...
پ.ن دلخوش‌کنانه : به بهترین نقد، جایزه ای به رسم یادبود تعلق خواهد گرفت(زمان تحویل متعاقباً اعلام می‌گردد!)
*پ.ن کیفولانه-عقشولانه-مشفقانه:چلچراغ این هفته را هم نتوانستم برای انبار کردن نادیده بگیرم! «سفرنامه آمریکا-قسمت اول:واشنگتن» منصور ضابطیان(Wow!)، طرح جلد بانمک و ساندویچ بزرگمهر حسین پور، مصاحبه با یک دختر ماجراجوی باحال، تولد چلچراغ به تقویم محبوبه حقیقی و بزرگمهر شرف الدین هم که جدا!!:(
پ.ن مرتبط:
گودبای پارتی برای جناب سردبیر- جرا بزرگمهر شرف الدین از چلچراغ رفت- بزرگمهر شرف الدین از ایران رفت!-
نوشته شده توسط نفیسه در 22:40 | Balatarin | | لینک به این مطلب
جمعه پنجم بهمن 1386
آرزوهای بزرگ یک کاربر ایرانی اینترنت!
آه! ای وردپرس. جی‌میل. یوتیوب. دلیشس. دیگگوگل ریدر. فیس‌بوک. فیدبرنرفایرفاکس... آه! ای عشق من، وب 2.0!...
آه ای زندگی وب 2.0ایی! من غرق در شور و شعف و شادی و چند «شین» دیگر می‌شوم وقتی با این ماشین قراضه‌ی هندلی، آرام آرام در کوچه‌های باشکوه تو می‌خرامم در حالی که محو شکوه بی‌انتهای خیابانها و ساختمانهایت شده‌ام...
 آیا از پس این چشیدن‌های اشانتیونی، خواهد آمد روزی که بتوانم یک دل سیر جلوه‌های اعجاب‌برانگیزت را نوش
جان کنم؟!...
       Iran+Internet+Web 2.0+low+Wish!

لینکهای مرتبط:۱- تولدت مبارک فایرفاکس عزیز!

نوشته شده توسط نفیسه در 18:17 | Balatarin | | لینک به این مطلب
جمعه سیزدهم مهر 1386
پرسه در وبلاگستان!
گاهی اوقات آدم همین طوری الکی تو مود ِ وبلاگنویسی نیست! یعنی وقتی آدم زیاد وبگردی می‌کنه، سطح سلیقه‌اش بالا می‌ره و دیگه راضی نمی‌شه هر چرندی را توی وبلاگش بنویسه.(راستییک راه دیگه واسه نوشتن این چرندیات وجود داره! یک وبلاگ دیگر در وردپرس عزیز افتتاح نمودیم که فعلاً البته در مرحله‌ی آزمایش می‌باشد!) واسه همینه که علی‌رغم اینکه دوست دارم وبلاگم به‌روز باشه، گاهی چند روز چیزی نمی‌نویسم و فقط به شدت ستون لینکهای روزانه را آپ می‌کنم. تازه اگه جا داشتم که دوبرابر لینک می‌گذاشتم! گاهی آن قدر مطالب جالب و خواندنی پیدا می‌کنم که حسابی ذوق‌زده می‌شم! اما حیف که صفحه به اندازه‌ی کافی شلوغ هست.

عاشق وبلاگهایی‌ام که یه جورایی متفاوتند. مثل «یک پزشک» که خیلی وقتها آدم را حسابی غافلگیر می‌کند و تو می‌مانی انگشت حیرت به دهان که این بشر چه قدر برای وبلاگش وقت و نیرو می‌گذارد و گاهی حتی غبطه می‌خوری به اینهمه برنامه‌ریزی و کار حرفه‌ای دقیق. یا مثلاً وبلاگ «حسین نوروزی و بانو» که یه جورایی آدم را یاد روابط عقشولانه‌ی داو ِنه و یاسمن گل‌بانوی پاورچین می‌اندازد! یک وبلاگ که آقا می‌نویسد و فقط، خانوم حق کامنت گذاشتن دارد و ما فقط می‌توانیم شاهد معاشقه‌ی این زوج خوشبخت باشیم! از وبلاگهای آی‌تی که دیگر نمی‌توانم چیزی بگویم!(وبلاگهایی مثل عصرونه، دکتر مزیدی و ...) به نظرم وبلاگهای آی‌تی مفیدترین وبلاگهای وبلاگستان اند. آدم را حسابی سر ذوق می‌آورند و در عین حال، یکجور عطش به دانستن و یادگیری بیشتر را در آدم ایجاد می‌کنند و اینگونه می‌شود که تا سربلند می‌کنی، می‌بینی چندساعتی گذشته و تو فقط داری از یک وبلاگ به وبلاگ دیگری می‌روی و بازیچه‌ی دست لینکها شده‌ای! اما شخصاً حسابی حال می‌نمایم با این راسته‌ی وبلاگستان که به شدت نیز درحال گسترش است. فایرفاکس بازی‌ام هم به خاطر غرغرهای همین وبلاگها بود دیگر! حالا هم باید لینوکس نصب کنم! از این دسته که بگذریم، دسته دیگری از وبلاگها هم هستند که دوستشان دارم فقط به خاطر قالبشان. قالب واقعاً ویژگی مهمیست...

اما امان از این سایتهای اشتراک لینک که آدم را دیوانه می‌کنند مخصوصاً وقتی مدام با اون صفحه‌ی خوشگل «کاربر گرامی...» روبه‌رو شوی یا هر لینک جذابی، یک ویدئو باشد که مجبور شوی با این اینترنت ذغالی، روزهااا منتظر دانلودش بنشینی! اصلاً ببینم! مگر می‌شود با این پهنای باند وسیع(؟!)، در سایتهایی مثل دیگ، بالاترین، بازنگار و خوشمزه گردش نمود؟! خجالت نمی‌کشید از اینترنت یک همچین انتظاراتی دارید؟!...

نوشته شده توسط نفیسه در 6:25 | Balatarin | | لینک به این مطلب
یکشنبه یکم مهر 1386
بلاگفاجان! فایرفاکس را دریاب!
مدتیست با فایرفاکس کارمی‌کنم. خیلی کیف دارد ولی یک مشکل اساسی: بلاگفا با فایرفاکس سازگار نیست! یعنی: فایرفاکس دکمه تایید نظرات بلاگفا را تشخیص نمی‌دهد! صفحه پست جدید هم ناقص می‌آید. قبلاً برای بلاگفا، استثناً از IE استفاده می‌کردم ولی سه،چهار روزیست IEام از کار افتاده! نتیجه اینکه اگر می بینید نظراتتان تایید نشده، فقط به همین خاطره.
راستی سرعت دانلود KB/sec 1 دیده‌بودید تا حالا؟! (به خاطر به کاربردن کلمه "سرعت" برای این مقوله، از همه شما عذرخواهی می‌کنم!).
این روزها عجیب در آرزوی دیدار وزیر محترم پست و تلگراف و تلفن می‌سوزیـــم!
(-چی؟! – آهان! - دوستان می‌گویند: "فناوری اطلاعات و iT یا یه همچین چیزی!- برو بابا همون اسم قبلیه، برازنده‌تر بود!)

لینک پست در بالاترین(+)-۲۵ کلیک،۳نظر

-------------> مشکل حل شد، تغریباً:حرکت به سمت ASP.NET 2.0

نوشته شده توسط نفیسه در 8:21 | Balatarin | | لینک به این مطلب