------------------------------------------------------------------------------------------------------------
| | لینک به این مطلب کمتر از ده روز پیش، تیم وردپرس فارسی، امکانی به وجود آوردند که وبلاگهای بلاگفا بتوانند آرشیوشان را به سیستم وردپرس، منتقل کنند. این امکان جالب و هیجان انگیزی بود. وقتی دیدم، ترغیب شدم که وبلاگ دومم را به وبلاگی که در وردپرس ثبت کردهبودم، منتقل کنم درحالی که مطمئن بودم بلاگفا نسبت به این امکان ساکت نمیماند و به راحتی میتواند کدهای وردپرس را که باید در قالب بلاگفا میریختیم، ممنوع کند ولی به خاطر کمبود وقت و البته یک اشتباه مسخره، نشد این کار را بکنم. صبح روز آخر، کدها را در قالب ریختم تا بعد در فرصت مناسب، فایل xml را بگیرم ولی عصر، موقع دریافت فایل، با پیغام ارور روبهرو شدم و وقتی به قسمت قالب وبلاگم رفتم، دیدم قالب قبلی(آبی ساده) جایگزین شده!
اما بحث در مورد عملکرد بلاگفا، تیم وردپرس فارسی و حقوق وبلاگنویسان، همچنان داغ است و البته جالبه که این وسط، بیشترین اعتراضات از طرف وردپرسیهای وبلاگستان نسبت به بلاگفا بوده! لذا من به عنوان یک بلاگفایی که وردپرس را دوست دارد. آیتی نویس/خوان و فعال در پروژههای مشارکتی وبلاگستان است، میخواهم در این باب بنویسم.
: First episode خیلی بعید نیست که بالاخره این وبلاگ را به وردپرس منتقل کنم. چرا؟!
1 .اگر وبلاگستان آیتی را دنبال کنید، محال است که ترغیب نشوید باروبندیلتان را ببندید و به وردپرس نقل مکان کنید. وردپرس امکانات زیادی دارد که هر وبلاگنویس آیتی دوستی را وسوسه میکند و البته از انجا که من به شدت عاشق همراه شدن با موجهای وبلاگستان آیتی مثل موج فیسبوک و فرندفید و توییتر و فایرفاکس و فید و... هستم، دوستان وردپرسی زیادی هم دارم که تا به حال خیلیهایشان توصیه کردهاند که این وبلاگ را به سیستم قوی وردپرس منتقل کنم.
۲ .ما عادت کردهایم. این یک متد متداول شده در مملکت عزیز ما. «هر جا عرضه یا حوصلهی رقابت نداری، محدودیت ایجاد کن!» این راحتترین راه ممکنه. مهم نیست که مدیرعامل شرکتی باشی، رئیس باشی، بقال و نانوا و سبزی فروش یا حتی یک خبرنگار یا روزنامهنگار ساده که مثلاً سردبیری، مسئولی چیزیست. هر جا احساس کردی کم آوردهای برای دیگرانی که کارشان به تو گیره، محدودیت ایجاد کن. درست که این به ضرر خودت هم هست اما در عوض اگر تو پیشرفت نمیکنی، آنها هم پیشرفت نمیکنند. جالبه. نه؟! و من از این مدل محدودیتها بیزارم و حس میکنم، اقدام بلاگفا هم در این راستاست.(البته حرفهای جناب علیرضا شیرازی، مدیر بلاگفا، کمی در این نظر خلل وارد کرده!)
: Second episode اما از سوی دیگر، ماندنم در بلاگفا هم زیاد دور از ذهن نیست. چون:
1 .مدتها بود که دنبال یک قالب اختصاصی خوب بودم تا بالاخره به این رسیدم و دوستش دارم و دل کندن از آن خیلی آسان نیست.
۲ .بلاگفا سیستم خیلی ساده وسریعی است که آدم را حسابی تنبل میکند.
4- سه سال از عمر این وبلاگ میگذرد. آرشیوم را خیلی دوست دارم و دل کندن از آن خیلی سخت است.
۳ .کانترم را هم خیلی دوست دارم. (البته دوستان وردپرسی معتقدند اگر به وردپرس نقل مکان کنم، هم کانتر وبلاگم کنفیکون میشود و هم تعداد مشترکین فیدم افزایش مییابد.)
۴ .و اما دلیل مهمتر... این کامنتی است که زیر پستی که یک فتحی عزیز به من تقدیم کردهبود، نوشتم ولی به دلایلی شروین خان اجازهی انتشارش را نداد. حالا اینجا بخوانیدش:« از این که این مطلب خوب را به من تقدیم کردی، خیلی خیلی ممنونم یک فتحی جان! راستش را بخواهی زمانی بود که من عاشق وردپرس بودم، خیلی با خودم کلنجار رفتم که به وردپرس مهاجرت کنم، اما بعداً به این نتیجه رسیدم که این کار را نکنم! وردپرس واقعاً در مقابل بلاگفا یک غوله با هزاران امکانات خوب که گاهی آدم را بدجور به هوس میاندازه اما تصمیم گرفتم از این هیجانات زودگذر چشم پوشی کنم چون از وردپرسیهای وبلاگستان دلگیرم. میدانم اگر وردپرسی بودم، همهی این پستها که عاشقانه مینویسمشان ولی مهجور میمانند، داغ میشدند، کامنتهای خوبی میگرفتند، شر میشدند و به لیست داغترینهای وبلاگستان هم راه پیدا میکردند. اما حرف من این است که اگر محتوای پستهای من خوب است، چرا دوستان وردپرسیم نادیدهاشان میگیرند؟! فقط به خاطر بلاگفایی بودن؟! حتماً باید وردپرسی بود تا ارزش خوانده شدن داشت؟! من این را قبول ندارم. و از مافیایی که دوستان وردپرسیام راه انداختهاند ناراحتم.اشتباه نکنید! من وردپرسیها را دوست دارم. وردپرس را هم. به محض این که لینک «انتقال از بلاگفا به وردپرس را دیدم» رویش کلیک کردم و تصمیم گرفتم وبلاگ دومم را به وردپرس انتقال بدهم که البته بلاگفا پیش دستی کرده و کدها را ممنوع کرده بود:( از سوی دیگر، میدانم که وردپرسیها فعالترین، پرکارترین و موثرترین وبلاگنویسان وبلاگستانند. هر روز تعداد زیادی از بهترین وبلاگهای وبلاگستان، که عمدتاً وردپرسی اند، را میخوانم و برای ستونام در صفحه آیتی روزنامه، با ذکر منبع، ازشان استفاده میکنم. اما دوست دارم این انحصارگری در وبلاگستان وردپرس محو شود. دوست دارم بعضی پستهای بعضی وبلاگها فقط به خاطر نام نویسندهشان یا وردپرسی بودن وبلاگ، در لیست داغترینهای وبلاگستان قرار نگیرند و…»
+ .به نظرم در این مورد، همه تا حدودی حق دارند. کاربران بلاگفا، مدیر بلاگفا، وردپرسیها و... اما شاید بهتر باشد همهی ما در رفتارمان تجدید نظر کنیم. بلاگفا باید امکان مهم و حساس پشتیبانگیری از وبلاگ را به سرویسش اضافه کند. وردپرسیها باید دست از این انحصارگرایی خوردکننده بردارند و برای دیگر وبلاگنویسان هم احترام قایل باشند و همه ما باید سعی کنیم وبلاگستانی تاثیرگذار، فعال و به روز داشته باشیم.
+ .در مورد این موج، چند پست خیلی خوب و مهم نوشتهشده که توصیه میکنم حتماً بخوانیدشان: اول مطلب دکتر مزیدی با عنوان زندان بلاگفا که از open web حمایت میکند، بعد پست جناب مدیر بلاگفا را بخوانید یا مصاحبهاش را با عصیان بشنوید. و دست آخر هم این پست بلاگنوشت را دریابید.
! .پ.ن بیربط:به نظر شما آدم اصولاً چه قدر میتواند دیوانه باشد؟! این تعامل با روسای سرویسهای مهممترین روزنامهی پایتخت اسبق فرهنگی جهان اسلام، اگر به زودی مرا دیوانه نکرد احتمالاً حداقل این موهایم را به باد فنا خواهد داد! کمی همدردی و مورفین(!) نیازمندیم!
|+|موضوع مطلب: روزنوشتهایی به افتخار وبلاگستان
|+|به اشتراک گذاری: ۱مرتبه
|+|لینکدهندهها: بازنگار، دودردو
|+|لینکهای مرتبط: بلاگفا دربرابر فیسبوک/فلیکر، زندان بلاگفا-۳، کدامیک دایره بسته وبلاگستان را میشکنند؟سنتیها یا حرفهایها،
| | لینک به این مطلب پ.ن دلخوشکنانه : به بهترین نقد، جایزه ای به رسم یادبود تعلق خواهد گرفت(زمان تحویل متعاقباً اعلام میگردد!)
*پ.ن کیفولانه-عقشولانه-مشفقانه:چلچراغ این هفته را هم نتوانستم برای انبار کردن نادیده بگیرم! «سفرنامه آمریکا-قسمت اول:واشنگتن» منصور ضابطیان(Wow!)، طرح جلد بانمک و ساندویچ بزرگمهر حسین پور، مصاحبه با یک دختر ماجراجوی باحال، تولد چلچراغ به تقویم محبوبه حقیقی و بزرگمهر شرف الدین هم که جدا!!:(
پ.ن مرتبط: گودبای پارتی برای جناب سردبیر- جرا بزرگمهر شرف الدین از چلچراغ رفت- بزرگمهر شرف الدین از ایران رفت!-
| | لینک به این مطلب آه ای زندگی وب 2.0ایی! من غرق در شور و شعف و شادی و چند «شین» دیگر میشوم وقتی با این ماشین قراضهی هندلی، آرام آرام در کوچههای باشکوه تو میخرامم در حالی که محو شکوه بیانتهای خیابانها و ساختمانهایت شدهام...
آیا از پس این چشیدنهای اشانتیونی، خواهد آمد روزی که بتوانم یک دل سیر جلوههای اعجاببرانگیزت را نوش
جان کنم؟!...
لینکهای مرتبط:۱- تولدت مبارک فایرفاکس عزیز!
| | لینک به این مطلب
عاشق وبلاگهاییام که یه جورایی متفاوتند. مثل «یک پزشک» که خیلی وقتها آدم را حسابی غافلگیر میکند و تو میمانی انگشت حیرت به دهان که این بشر چه قدر برای وبلاگش وقت و نیرو میگذارد و گاهی حتی غبطه میخوری به اینهمه برنامهریزی و کار حرفهای دقیق. یا مثلاً وبلاگ «حسین نوروزی و بانو» که یه جورایی آدم را یاد روابط عقشولانهی داو ِنه و یاسمن گلبانوی پاورچین میاندازد! یک وبلاگ که آقا مینویسد و فقط، خانوم حق کامنت گذاشتن دارد و ما فقط میتوانیم شاهد معاشقهی این زوج خوشبخت باشیم! از وبلاگهای آیتی که دیگر نمیتوانم چیزی بگویم!(وبلاگهایی مثل عصرونه، دکتر مزیدی و ...) به نظرم وبلاگهای آیتی مفیدترین وبلاگهای وبلاگستان اند. آدم را حسابی سر ذوق میآورند و در عین حال، یکجور عطش به دانستن و یادگیری بیشتر را در آدم ایجاد میکنند و اینگونه میشود که تا سربلند میکنی، میبینی چندساعتی گذشته و تو فقط داری از یک وبلاگ به وبلاگ دیگری میروی و بازیچهی دست لینکها شدهای! اما شخصاً حسابی حال مینمایم با این راستهی وبلاگستان که به شدت نیز درحال گسترش است. فایرفاکس بازیام هم به خاطر غرغرهای همین وبلاگها بود دیگر! حالا هم باید لینوکس نصب کنم! از این دسته که بگذریم، دسته دیگری از وبلاگها هم هستند که دوستشان دارم فقط به خاطر قالبشان. قالب واقعاً ویژگی مهمیست...
اما امان از این سایتهای اشتراک لینک که آدم را دیوانه میکنند مخصوصاً وقتی مدام با اون صفحهی خوشگل «کاربر گرامی...» روبهرو شوی یا هر لینک جذابی، یک ویدئو باشد که مجبور شوی با این اینترنت ذغالی، روزهااا منتظر دانلودش بنشینی! اصلاً ببینم! مگر میشود با این پهنای باند وسیع(؟!)، در سایتهایی مثل دیگ، بالاترین، بازنگار و خوشمزه گردش نمود؟! خجالت نمیکشید از اینترنت یک همچین انتظاراتی دارید؟!...
| | لینک به این مطلب راستی سرعت دانلود KB/sec 1 دیدهبودید تا حالا؟! (به خاطر به کاربردن کلمه "سرعت" برای این مقوله، از همه شما عذرخواهی میکنم!).
این روزها عجیب در آرزوی دیدار وزیر محترم پست و تلگراف و تلفن میسوزیـــم!
(-چی؟! – آهان! - دوستان میگویند: "فناوری اطلاعات و iT یا یه همچین چیزی!- برو بابا همون اسم قبلیه، برازندهتر بود!)
لینک پست در بالاترین(+)-۲۵ کلیک،۳نظر
-------------> مشکل حل شد، تغریباً:حرکت به سمت ASP.NET 2.0
| | لینک به این مطلب 





