شایان ذکر است که دعاها و پیامهای دلگرمانهی شما باعث تقویت روحیهی ما خواهدشد!
با تشکر
خ.الف.نون
*:این اصطلاح بانمک و مهم، همین دو شب پیش به وسیلهی استاد «اسماعیل میرفخرایی» در برنامه دو قدم مانده به صبح مطرح گردید! دریابیدش که عجیب کیف دارد!
|+|موضوع مطلب:روزنوشتهای عمومی
|+|به اشتراک گذاری: - مرتبه
|+|لینکدهندهها: بازنگار (بی ف.یل.ت.ر)، دودردو
|+|لینکهای مرتبط: -
| | لینک به این مطلب خلاصه اینکه از این رو در این پست، میخواهم تعدادی از مینیمالهای برگزیدهای که در این مدت(حدوداً میشه سه ماه اخیر) خواندهام و البته دلیل برگزیدهبودنشان هم 1-شرشدن زیادشان است و 2- تناسب بیشتر با سلیقهی خودم (یعنی اینکه طی یک پروسهی آماری دقیق به دست نیامدهاند!) را بنویسم تا شما هم دلی از عزا درآورید!
1- مینیمال وجه رایج(+)- زیباست و حقیقتی انکارناپذیر در دنیای کنونی
2- مینیمال تنهایی(+)- دوستش دارم احساسی!
3- مینی مال جهان سوم(+)- یک واقعیت تاثربرانگیز اجتماعی
4- یکی از مزایای مینیمالنویسی(+)- دقیقاً!
5- مینیمال میانگین(+)- جالبه!
6- مینیمال تحصیل و طول ترم(+)- بیادبیهها ولی خب حقیقت دردناکیه!!
7- مینی مال استفتاء خوراکی(+)- واقعاً آدم حرصش میگیره از این جور خوراکپزها!
8- مینیمال جای پا(+)- زیباست!
9- مینیمال کافی شاپ(+)- واقعاً!(در باب رندی کافی شاپیست های محترم!)
10- بلوغ حاصل از مینیمال(+)
11- «میخوای کسی را بشناسی؟...»(+)- صد درصد تایید میشود! بهترین راهه! امتحان کنید.
12- مینیمال خود واقعی(+)- چه قدر بده که..
13- مینی مال خاطره و آهنگ(+)- بکش بیرون خاطره تو از...
14- مینی مال ملالی نیست جز!(+)- یک حقیقت تاسفبار که گاهی حسابی صدق میکند!
15- مینیمال نشان خریت(+)-
16- شیطنت و استاد و مادر!(+)- تصور کنید قیافهی آن استاد و شاگرد «شیطون» و شاگردان را!!
17- مینیمال شاهی که ملکهاش تو باشی...(+)- بانمکه!
18- مینیمال دانستن و دلیل و پاسخ(+)- صحیح!
19- حق مسلم ما، انرژی هستهای یا برق 24ساعته؟!(+)- نکتهی بسیار خوب و تاملبرانگیزیه!
20- مینی مال عقل و کنتور(+)- :)؟! :(حرف جالبیه!
21- در هر ثانیه،تولد،فروش موبایل(+)- جالب است اگرچه با اغراق باشد!
2۲- مینی مال برگ و فصل(+)-
2۳- مینیمال دلیل وبلاگ ننویسی(+)- شاید یک حقیقت!
2۴- مینیمال فاتحان لمیده در صندلی راحتی!(+)-:دی
پ.ن: بدین وسیله تاکید میشود:«مینیمالهای محبوب شما را خریداریــــم!»
|+|موضوع مطلب:مینی مالیسم
|+|به اشتراک گذاری: ۵ مرتبه
|+|لینکدهندهها: بازنگار (بی ف.یل.ت.ر)، دودردو، خوابگرد، بامدادی
|+|لینکهای مرتبط: هنر مینی مال نویسی!
| | لینک به این مطلب پدربزرگ! بینهایت سپاسگذارم که برایمان هدیهای به این سبزی و باشکوهی گذاشتی. روحت شاد!

1- پسرخالهی شیطون و بازیگوش آلبالویی آورده. میگوی:«بیا از این عکس بگیر. از من نه! از این بگیر!»
2- توت! این میوهی شیرین لذت بخش! و «توتتکانی» این فعل بانمک!
3- و دستهای قرمز بعد از یک فصل توت سیاه خوری کیفآلود!

4- واای که من عاشق عکس ماکروگرفتن از گلهای کوچک بامزهی باغم! یه نمایشگاه اختصاصی واسهی اینا باید گذاشت!(فکر نمیکردم قاصدکها اینقدر خوش عکس باشند!)

5- فندق و پسته و گردوی تازه! عااشقشونم!!...چه کسی میتواند از لذت شکستن و خوردن گردوی تازه، زیر سایهی دلپذیر درخت گردو، بگذرد؟!
6- بدی درخت آلوچه اینه که نمیتونی زیاد بری بالا و اون آلوچه غولپیکرهای نوک شاخه را بچینی ولی خوبیش اینه که آنقدر شاخههاش انعطاف پذیرن که میتونی بدون ترس از شکستن، شاخه را خم کنی و از روی زمین آلوچه بچینی!
7- لذت قدم زدن توی جوی آب تا چشمه...
|+|به اشتراک گذاری: ۱مرتبه
|+|لینکدهندهها: بازنگار (بدون ف.یل.ت.ر)، دودردو
|+|لینکهای مرتبط:موج سبز-وبلاگستان را سبز کنیم!
| | لینک به این مطلب به خدا دست پختم خوبه! باور کنید اینقدر خوب غذا درست میکنم! باور نمیکنید؟! بفرمایید خوراک...
خب اصلاً بگذارید اعتراف کنم. من حسودیم شده به شدت! به خاطر اینکه [این] خانم خیلی خیلی محترم، بعد از نوشتن [این] پست خیلی خیلی خفن، خوراکشان، [پرطرفدار]شده تا حد 500 و اندی! ولی ما که عمر خوراک پزیمان چند ماهی هم بیشتر از ایشان است و در عین حال مثل ایشان خیلی خوب مینویسیم و اکتیو هم میباشیم، آشپزخانهمان سوت و کور است و چیزی حدود 30 مشتری بیشتر نداریم چونان که آدم افسردگی میگیرد اصلاً! و این در حالی است که رتبهی کانترمان روزانه، زیاد است(!) و در چند روز اخیر نیز مبسوط چهار رقمی شده. بس که خوب و شیرین و پرمحتوا مینویسیم! اما دریغ که خوراکمان هنوز به آن بالاها نزدیکیهای [دکتر] جون و در مکانی که استحقاقش را دارد، نرسیده!!
خلاصه اینکه دوست محترم! خوانندهی محترم این وبلاگ! هی شما! لطفاً دست و صورتت را بشور. قاشق، چنگال نقره را بردار و با احترام با این خوراک لذیذ، زلف گرهبزن، حالشو ببر!!
|+|موضوع مطلب: وب 2.0
|+|شرینگ: ۹ مرتبه
|+|لینکدهندهها: بازنگار (بدون ف.یل.ت.ر)، دودردو
|+|لینکهای مرتبط: وبلاگنویس محترم فید را دریاب لطفاً!(راهنمای گام به گام ِ فیددار شدن!)،بانوان وبلاگستان فید را دریابید
| | لینک به این مطلب
|+|موضوع: تصویرنوشتهها
|+|شرینگ: یک مرتبه
|+|لینکدهندهها: بازنگار
| | لینک به این مطلب
نفر اول: شنیدی نادر ابراهیمی هم رفت؟!نفر دوم: آره. دیشب شنیدم. خیلی ناراحت شدم.
نفر سوم: این نادر ابراهیمی کیه اصلاً؟!
نفر دوم: ای بابا! خیلی معروف بود که! یه نویسنده بزرگه. چند تا کتاب مهم داره:« یک عاشقانه آرام»، «و بار دیگر شهری که دوست میدارم» «آتش بدون دود» و ... فیلمسازی و ترانه سرایی کرده و هزارتا کار دیگه. لقب «ابوالمشاغل» بهش دادن. خیلی معروفه... تازه همین چند هفته پیش بود که همشهری جوان یه پرونده کوچک درباره نادر ابراهیمی کار کرده بود. عکس آخرین لیست کارهاشو که هنوز توی اتاق کارشه را هم چاپ کردهبود. خیلی تکان دهنده بود...
نفر سوم: تو چند تا از کتابهاشو خوندی؟!
نفر دوم:[مکث] خب من مدتهاست سه،چهارتا از کتابهای معروفترشو نوشتم توی لیست کتابهایی که باید بخونم اما هنوز وقت نشده بگیرمشون! ولی خب خیلی دربارهی خودش و کتابهاش مطلب خوندم!
|+|موضوع: مناسبتی
|+|شرینگ: ۳ مرتبه
|+|لینکدهندهها: بازنگار
|+|لینکهای مرتبط: نادر ابراهیمی هم رفت(گفتنیها)، کدام مرگ- کدام زندگی، پرونده بالاترین برای مرگ نادر ابراهیمی، «هلیا»:نامی که نادر ابراهیمی ساخت، آخرین مصاحبه نادر ابراهیمی، شناختنامه نادر (به قلم همسرش)
| | لینک به این مطلب SMS- آرههه...حالا فیلمش زیاد مهم نیست. دلم واسه خودت یه ریزه شده!
«به همین سادگی» فیلمی نبود که خیلی برای دیدن کنجکاوم کند. شاید چون علیرغم تعریف و تمجیدها و جوایزی که برده، فکر میکردم فیلم خیلی خاصی که ارزش در سینما دیدن را داشتهباشد، نیست! و شاید هم دلیل عمده این تصور، دلزدگی حاصل از پخش زیاد تیزرهای تلویزیونیاش بود اما دیدن فیلم در حضور کارگردان و اینکه بعد از فیلم میتوانی حرفهای سازندهی فیلم را هم بشنوی، حس خوبی دارد که نمیتوانی از دستش بدهی. جالب بود با وجود اینکه برنامهای برای دیدن «به همین سادگی» نداشتم اما هیچ نقد و بررسیای هم در موردش نخواندم چون حدس میزدم ممکن است بخواهم ببینمش و خواندن تفاسیر، تمام حس ناب و شخصیای که از فیلم میتوانم تجربه کنم را نابود خواهد کرد. مثل اتفاقی که در مورد «میم مثل مادر» برایم افتاد و بعد از پایان فیلم، فکر کردم چه حیف شد که نتوانستم فیلم را با تمام وجود حس کنم.
اما «به همینسادگی» اتفاقاً فیلم خاصی بود. غریب نبود ولی عجیب، چرا! همهی ما میتوانیم به همین سادگی خودمان را بسازیم. همهی ما در زندگیمان زنانی میشناسیم که صبورند و فداکار و عجیب و دوستداشتنی شاید مادرمان یا مادربزرگ یا خاله و عمه و ... «به همین سادگی» هدیهای بود به قشر ناپیدای مظلوم مدفون در بطن جامعه، زنان خانهدار. زنان/مادرانی صبور، فداکار، عجیب و ساده که تعالی خود را در تعالی فرزندانشان میبینند.
«به همین سادگی» ساده بود و لطیف و دوستداشتنی... حس نمیکنی فیلم میبینی. حس میکنی دوربینی است که خودت با زن فرستادهای و همه چیز، همه حرفها و حسها راست و طبیعیاند. عاشق سه بازیگر اصلی فیلمام. عاالی بودند. اول از همه پسربچه که واقعاً بیشترین لذتی که از فیلم بردم مربوط به صحنههای بازی او بود. بعد مادر داستان و بعد از آن، دختر بچه.
«رضا میرکریمی» هم از کارگردانان محبوبم است. این را بعد از «به همین سادگی» فهمیدم. از «زیر نور ماه»ش که در سینما دیدم تا به حال، تقریباْ همه فیلمهایش را دوست داشتهام. در همهشان یک جور پاکی، خلوص و صداقت عجیب موج میزند که دیوانه ات می کند! فیلم هایش ذهنت را سخت درگیر نمیکنند ولی همیشه پر از حسهای عجیب و اشارههایی هستند که خودت باید کشفشان کنی و من عاشق این حسها و این اشارههایم.
فیلم که تمام شد با خودم فکر کردم اگر من میخواستم داستان «به همین سادگی» را بنویسم، چه مینوشتم؟! به نظرم نوشتهی من بارها سختتر و سنگینتر و طولانی تر از این داستان میشد!
لینکهای مرتبط: سعی كردم "به همین سادگی" سرشار از واقعیت باشد
| | لینک به این مطلب هنوز اینترنت را با مزهی بیمزهی آن آیکن e ِ آبی میچشید؟! هنوز مزهی فوقالعادهی ادویهی روباه آتشین را تجربه نکردهاید؟! واقعاً که چهقدر آدم میتواند بیبخارو بیهیجان و بی-های مختلف باشد(!) که هنوز بعد از انقلاب FF به IE شک نکند و خود را از تجربهی سروکله زدن با روباه آتشین محروم دارد آنهم حالا که نسخه سوم فایرفاکس دوستداشتنی تا چند روز دیگر متولد میشود و عاشقان همه منتظرند!
بله! این پست تبلیغی است برای یک پروژهی مهم. سران خوش فکر روباه آتشین، یک ترفند تبلیغاتی جالب دیگر به کار بردهاند. به این صورت که میخواهند رکورد جهانی دانلود در 24 ساعت را بشکنند و از همه کاربران فایرفاکس خواستهاند که در سایت دانلود، ثبت نام کرده و در روز موعود، نسخه سوم فایرفاکس را دانلود نمایند. اما آیتینویسان وبلاگستان، چون دیدند استقبال ایرانیان کم بوده، موج تبلیغاتیای در وبلاگستان به راهانداختهاند: که آآآی ملت! بیایید آبروی ایران را بخرید که تعداد کم است!
ما هم چون هم مملکتمان را خیلی دوست داریم هم فایرفاکس را عاشقیم، تصمیم گرفتیم هم ثبت نام کنیم هم تبلیغ نماییم. بدین ترتیب:
الف. چگونه در رکوردزنی روباه آتشین یا دانلود همزمان فایرفاکس 3 شرکت کنیم؟!
۱- اینجا را کلیک کنید.
۲- در صفحه ای که باز می شود دکمه PLEDGE NOW را بزنید.
۳- در کادر اول کشور خود را به عنوان Iran پیدا کنید.
۴- ایمیل خود را در کادر پایین وارد کنید.
۵- دکمه PLEDGE NOW را بزنید. کار تمام است.
می توانید با انتخاب ایران از لیست موجود در نقشه ببینید که چندمین ایرانی هستید که در این طرح ثبت نام کرده اید.(یک فتحی)
ب. چگونه از طرح ثبت رکورد جهانی برای دانلود فایرفاکس3 حمایت کنیم؟!
۱- در مدرسه یا شرکتتان یک برنامهی دانلود ترتیب بدهید. میتوانید در زمان استراحت یا ناهار، دور هم جمع بشوید و فایرفاکس 3 را دانلود کنید.(جشن موزیلا)
۲- به یکی از شبکههای اجتماعی(مای اسپیس، فیسبوک، بیبو) بپیوندید و همهی دوستانتان را به شرکت در این پروژه دعوت کنید.(گروه حامیان در مای اسپیس، گروه حامیان در فیس بوک، گروه حامیان در بیبو)
۳- نمیدونم به فارسی، چی میشه دقیقاً!!(+)
۴- در توییتر این حرکت را دنبال کنید!(+)
۵- بنرهای این حرکت را در وبسایت، وبلاگ یا پروفایلتان، قرار دهید.(صفحه راهنمای لگوها)
|+|موضوع: وب 2.0
|+|شرینگ: 18 مرتبه
|+|لینکدهندهها: بازنگار، ایرانهاتلینک، نسکافه، پیسیدانلود(17خرداد)، بالاترین(داغ)
|+|لینکهای مرتبط: با دانلود فایرفاکس رکورد گینس را بشکنید، همکاری کاربران پارسی زبان در ثبت رکورد جهانی گینس برای دانلودفایرفاکس3»، با فایرفاکس رکورد جهانی می شکنیم»، رکورد دانلود فایرفاکس در 24 ساعت»
| | لینک به این مطلب گروه آریان برای من از یکی از روزهای دبیرستان شروع شد. به تشویق دوست خوب دوران دبیرستان و همچنین تا ابد، صبای عزیزم، کاست آریان را خریدم و خیلی خوشم آمد.(همچنان که صبا هم اولین بار چلچراغی را خرید که عکس آریان روی جلدش بود!) بعداً اولین تلنگر دوستیام با آزرم عزیز هم یکی از آهنگهای کاست دوم آریان بود و هنوز هم صدای «پر پرواز»خواندنهایمان در کلاس، توی گوشم است! خلاصه اینکه آریان برایم حس خوب دبیرستان و دوستانی که هنوز به شدت دوستشان دارم را دارد و این ایدهی محشرشان، همکاری با کریس دیبرگ، هم که واقعاً بینطیره.
برای دانلود این ویدئو، میتوانید از این روش خیلی خوب استفاده کنید که آدرس ویدئو را در این صفحه وارد، فرمت دلخواهتان را انتخاب و ویدئوی ترانه «دوستت دارم» آریان-کریس دی برگ را دانلود کنید. اگر افزونهی DownthemAll فایرفاکس را هم نصب کردهباشید که دیگر عالیست!

پ.ن 1:اگر سرعت اینترنتتان پایین است، نگران نباشید. فایل را با فرمت امپیتری فقط گوش هم بدهید لذت خودش را دارد.
پ.ن 2:این پست تقدیم میشود به دوستان دوستداشتنیام: صبا(خانم آرشیتکت بااستعداد) و آزرم(میس آیتی با احساسات)!
پ.ن 3:چند قسمت از نوشته بیبیسی درباره اجرای مشترک آریان و کریس دی برگ، خیلی جالب بود. دلیل قبول کردن پیشنهاد اجرا با گروه آریان از طرف دیبرگ:«من اولین کسی بودم که بعد از پایان تبعیض نژادی (آپارتاید) در آفریقای جنوبی کنسرت داد و اولین خواننده غربی بودم که بعد از پایان جنگ داخلی لبنان در اون کشور کنسرت دادم. دوست دارم اولین خواننده غربی ای باشم که بعد از انقلاب در ایران اسلامی کنسرت میده و این آهنگ مشترک برای من اولین قدم است.» صحبت آریان درباره اجرا با دیبرگ:«وقتی که در استودیو بودیم آهنگهای Lady in red ، last night رو برای ما خوند. با فرهنگ و سابقه ایران آشنائی داشت و برامون از قالی کاشان و تبریزی که در خانه اش داره تعریف کرد.»
لینکهای مرتبط : سایت رسمی گروه آریان، کریس دی برگ به آریان پیوست(بی بی سی-یک اجرای به یاد ماندنی)، نام آریان در لیست آدمهای مهم دنیا، کنفرانس خبری کریس دی برگ در تهران(عکسهای فارس)،کریس دی برگ در تهران(کریس دیبرگ اعلام کرد به زودی آهنگی به نام "شبهای تهران" را اجرا خواهد کرد.--->هنوز نیومده می خواد آهنگ شبهای تهران را بخونه! چه می کنن این تهرانی های محترم با دل این پسر بیچاره ایرلندی!!)، کریس دیبرگ:«تهران از لندن و نیویورک امنتر است»،آقای کریس دیبرگ لطفاً در ایران نخوانید!، آلبوم چهارم آریان با حضورکریس دیبرگ، کار مشترک آریان و کریس دی برگ و برخورد سرد رسانهها، کریس دی برگ: برای ایران ترانه می سازم// چگونه از یوتیوب ویدئو دانلود کنیم؟، 8+3 برنامه مدیریت دانلود، سایتی برای چسباندن و ودانلود ویدئوهای یوتیوب// ویدئوی کنسرت جدید شجریان در آمریکا، ویدئوی تصنیف استاد شجریان در سنخوزه ////// مصاحبه گروه آریان با افشین قطبی!(همشهری آن لاین)
Who links this: بازنگار، پیسیدانلود
Times of Share: پنج مرتبه
| | لینک به این مطلب چراغ خاموش این هفته، برنامه جذاب، متفاوت، بسیار قابل تامل و بحثبرانگیزی بود.
- میتوانستی زنی باشی با عینک خوشبینی و سادهانگاری. تماشایش کنی و لذت ببری از اینکه رسانه ملیات حرف دلت را زده، به فکر حفظ حریم تو افتاده و دلش میخواهد راهی برای درمان بیماری واگیردار، خطرناک و روبه گسترشی که مردان جامعهات را تهدید میکند، پیدا کند.
- میتوانستی زنی باش با عینک واقعبینی. تماشایش کنی. از اینکه بالاخره پرده کنار رفته و مسئولین جامعهات به سیاهی و بیماری فراگیر، اعتراف کردهاند و ادعا میکنند خواهان درمانش هستند، خوشحال باشی ولی در عین حال به این هم توجه کنی که زیر این پوستهی توجه به مشکل و حفظ حقوق زن، قصد عادیسازی و راهگشایی برای نقض حریم خصوصی افراد جامعه، موج میزند و تو باید از این بترسی.(چه قدر این مینیمال حرفد دل است!)

اما جدای از همهی خوش/بد/واقعبینیها، نکات مهم و کلیدیای در برنامه بود که جای تامل دارد.
الف. توصیف اجمالی برنامه:
1- دوربین مخفی: زن «بازیگر تئاتر» است. هوا تاریک است. گوشهی خیابان منتظر تاکسی ایستاده است! ماشینها ترمز میکنند. پیشنهاد رساندن، دوست شدن و... دختر با لحنی محکم، قاطع، بازپرسانه و پر از اعتماد به نفس بازخواستشان میکند که آیا شما تاکسی هستی؟ آرمت کو؟! و... چند متر جلوتر، آقای دوربین مخفی جلوی مرد متجاوز را میگیرد و بازخواستش میکند. مرد هم انکار میکند و دم از حس انساندوستی میزند!
+ واای که چه قدر دلم میخواهد قیافهی خانواده، بستگان، دوستان، فامیل و آشنایان این مردان و جالبتر از آن قیافهی خودشان را در هنگام دیدن این برنامه ببینم!
2- دوربین مخفی: سرک به شرکتهای خصوصی و تماس درمورد استخدام منشی.
آقای دوربین مخفی به منشی خانم:چرا روسری سرتان نیست؟... خانم دوربین مخفی به آقای استخدامکننده:میتونم راحت باشم؟!
3- دوربین مخفی: خانم «بازیگر» دوربین مخفی به خانه آقای استخدامکننده میرود.
صحبت میکنند. قرار میگذارند. بعد خانم بازیگر بلند میشود که برود. آقای استخدامکننده میآید جلو(که دست بدهد) کات میشود. آقای دوربین مخفی در حال مصاحبه با آقای بزهکار: اگر ناموس خودت... آشپزخانه، شیشههای الکل و ...
4- برنامه با حضور سردار رادان و با مجریگری امیر حسین مدرس اجرا میشود. صحبتهای کارشناس با دوربین مخفیها کات میشود و دوربینمخفیها با صحبتهای کارشناس.
ب. نکات تامل برانگیز:
1- لحن دختر بازیگر در دوربین مخفی1، بسیار جالب است. با اعتماد به نفس، خالی از ترس، قاطع، محکم و بازجویانه صحبت میکند. چیزی که در واقعیت وجود ندارد. در واقعیت وقتی زنی مورد تجاوز روحی قرار میگیرد، باید ساکت باشد چون اگر کوچکترین حرفی فیمابین ردوبدل شود، این دختر است که محکوم میشود. در این حالات باید سریع رد شوی یا خودت را به نفهمی بزنی.(حرف ما در مورد حالات معمولیست وگرنه قبول دارم که متاسفانه گاهی دخترهایی هم هستند که در اینجور مواقع حتی سریع میروند سر اصل مطلب!!)
2- لحن آقای گزارشگر دوربین مخفی هم بسیار جالب است. طلبکارانه، بازجویانه و «ولیدم»انه!
هرچند که باید اعتراف کنم حسابی از بگومگوهایش با مردان بذهکار کیف کردم! مخصوصاً با موتورسواری که هنگام عبور از جلوی دختر، جیغ کشیدهبود و ادعا میکرد به خاطر برد پرسپولیس بوده!!
ت. حرفهای دل:
یاد گرفتهام وقتی تنها هستم، هدفون امپی4 را بگذارم توی گوشم و صدا را تا آنجا که فقط متوجه alarmهای ضروری شوم، بلند کنم. از منتهاعلیه سمت راست پیادهرو حرکت کنم، فاصله عرضی را تا حداکثر امکانپذیری و بدون توجه به ظاهر مرد عبورکننده، رعایت کنم و سعی کنم همه حرفها و متلکها را نشنوم از بیخ!
لینکهای مرتبط: ماهواره و تیپ فشن و دوربین مخفی در شبکه اصفهان(چه میکنه این دوربین مخفی در رسانه ملی!)، ویدئوی دوربین مخفی مزاحمتهای خیابانی، پیگیری گزارش برنانیوز در برنامه چراغ خاموش با حضور سردار رادان، گزارش بازتاب از مصاحبه سردار رادان با برنامه چراغ خاموش، نوشته میدان+زنان در مورد برنامه چراغ خاموش، بهای ناچیز تجاوز جنسی در ایران و چیزی به نام «حفظ امنیت روانی جامعه»!، به یک تحقیق حقوقی در مورد مقررات مربوط به پوشش زنان در ایران کمک کنید.
| | لینک به این مطلب 






