اصفهان زیبا:« اعتماد دوباره به دکتر سقائیان نژاد» - اصفهان امروز:«کلید اصفهان به سقاییان نژاد سپردهشد»
این دو جمله تیتریک امروز دو روزنامهی اصلی اصفهان هستند. (البته دو روزنامهی دیگر استان، هرکدام یک جمله از "رهبر" نمایندهی اصفهان در مجلس، را به عنوان تیتر یک انتخاب کرده بودند!) . طبیعتاً انتخاب شهردار یا بهتر است بگوییم ابقای شهردار مهمترین خبر چند روز اخیر اصفهان است . و خُب قائدتاً، "قابل توجه"ی این خبر برای بچههای اصفهانزیبا(روزنامهی شهرداری اصفهان) دوصد چندان است. این طور که شنیدهها و کمی هم دیدهها نشان میدهند، باید خوشحال بود، مخصوصاً که میگویند شهردار، پایهی کارهای فرهنگیست، شدیداً. امید که بدینسان باشد!
| | لینک به این مطلب 2 ماه از سال را خیلی دوست دارم: اسفند و اردیبهشت که پراند از شور و هیجان و تازگی. اردیبهشت واقعاً ماه زیباییست. یک ریفرش روحی! این روزا بیشتر خدا را شکر میکنم که در اپارتمان زندگی نمیکنم! نگاه کردن به گلهای رنگو وارنگ، درختچههایی که غرق در گلاند، برگهایی که سبزِِ سبزند و... چه قدر روح و ذهن آدم را تازه میکند.
عشق گل+عشق عکاسی باعث شده تا این روزا کامپیوترم پر بشه از عکس گلهای مختلف. چندتایی از زیباترینهایشان را در فتوبلاگ(۱۵ عکس) گذاشتهام برای همه عاشقان اردیبهشت و زیباییهای خارقالعادهاش...
| | لینک به این مطلب عطر بهار نارنج را حس میکنید؟!... امروز روز شیراز است. در شیراز که قدم میزنی، حس عجیبی تمام
وجودت را فرامیگیرید، حس میکنی باید کمر راست کنی و سر بلند، راه بروی. شیراز پر از هیاهوست. صدای کوروش، صدای تمدن کهن، میشنوی هموطن؟!... شیراز پر از نوای ساز است و غزل حافظ و رقص و دف و دف و دف... شیراز... عطر بهارنارنج... اینجا، ما یک درخت نارنج کوچک و مغرور داریم، نارنج، تنهایی که سالهاست در کوزه، شکوفه میدهد و خاله، هر سال شکوفههای بهارنارنج را برایمان میآورد تا چای با عطر بهارنارنج بنوشیم و عجب مستکننده و جادوییست این عطر خوشآیند، آدم دلش میخواهد چای را با کلوچههای کارتونی بخورد! داغ و خوشبو و خوشمزه... شیراز را دوست دارم... روزت مبارک شهر مغرور و سربلند...
--->عکسهای سفر شیراز را در فتوبلاگ ببینید.
--->لینکهای مرتبط:
| | لینک به این مطلب
دومین نمایشگاه مطبوعات اصفهان و پنجمین همایش سراسری روزنامهنگاران غیرحرفهای، از اول تا سوم اردیبهشت ماه 1386 در اصفهان برگزارشد و من هر سه روز، نمایشگاه بودم. دومین نمایشگاه مطبوعات، بعد از شش سال برگزار میشد و خُب طبیعتاً با استقبال خوب اصحاب قلم، روبه
رو شد. در سالی که گذشت، در وضعیت مطبوعات اصفهان، تحول عظیمی بهوجود آمد، چرا که بعد از حدود 9 سال(اولین روزنامهی اصفهان- نسل فردا- در سال 76 منتشر شد.) ناگهان و با فاصلهی بسیار کم از یکدیگر، سه روزنامهی محلی دیگر متولد شدند. این نمایشگاه فرصت بسیار مغتنمی بود برای آشنایی مردم با این سه روزنامه. اما متاسفانه تبلیغات افتضاح نمایشگاه، مانند توزیع فاجعهبار روزنامههای محلی، باعث شد که استقبال مردم کمتر از حد انتظار باشد. صدا و سیمای استان، مانور خوبی روی قضیه نداد و خبرهایش را "یکی در میان" و "تیتروار" پخش کرد. صدا و سیمای سراسری هم که تمام تلاشش را کرد تا کوچکترین خبری از این "اتفاق مهمِ یکی از بزرگترین استانهای کشور" پخش نکند. دوستان صدا و سیمای جناب ضرغامی! یعنی این دو نمایشگاه و جشنواره مطبوعات، به اندازهی "ازدواج چهارم یک پیرمرد 100 ساله" و خبرهای "بسیار مهم" یکی از جزایر ناشناختهی قطب جنوب(!) ارزش خبری نداشت؟!!!
هم نمایشگاه روزنامهنگاران غیر حرفهای با غرفهآراییهای جالب و ابتکاریشان و ذوق بیحد و حصرشان، دیدنی و منحصربه فرد بود و هم نمایشگاه مطبوعات استان که همه، تلاش میکردند تا با جلب توجه بازدیدکنندگان، مخاطبان جدیدی جذب کنند...
غرفهی "اصفهان زیبا" به واقع، مورد توجهترین و شلوغترین غرفهی نمایشگاه مطبوعات بود چرا که برنامههای متنوعی داشت که البته بیشتر، ورزشی بودند و...
"اصفهان زیبا" به دلیل مهمانان زیادش، مورد توجه زیادی قرار گرفت، مخصوصاً هنگام حضور تیم سپاهان
و بریدن کیک زرد "در جشن قهرمانی سپاهان درمیان اهل قلم" که حتی...
"اصفهان زیبا" با سرعت، اخبار نمایشگاه را منعکس کرد که این قابل تحسین است، اما...
رویهم رفته، هر دو نمایشگاه(مطبوعات و روزنامهنگاران غیرحرفهای) جالب و خوب بودند و جشن اختتامیه هم زیبا، بهیادماندنی، شلوغ و متفاوت. اختتامیه جشنواره، حدوداً از ساعت19تا 22 بود و آن قدر شلوغ که به نظرم...
چند نکته از جشن اختتامیهی دومین جشنوارهی مطبوعات استان اصفهان و پنجمین همایش سراسری
روزنامهنگاران غیرحرفهای:
۱-"اصفهان زیبا"-با 13 جایزه- و "اصفهان امروز"-با 7 جایزه- دو مطبوعهای بودند که بیشترین جوایز را بردند، دو روزنامهی اصفهان که حسابی با هم "کلکل" دارند...
۲- از بچههای سرویس جوان روزنامهمان، "آقای عریضی" در بخش ویژه «جوانان و مطبوعات» برندهشدند که همینجا برای بار سوم به ایشان تبریک عرض مینماییم! از هفتهنامه شهروند امروز هم آقای نجفی در بخش مصاحبه، سوم شدند و من اولین کسی بودم که این خبر را بهشان داد!( آخه ورژن مثبت "دو بَرَریه"ام دیگه!) خلاصه، به ایشان هم برای دومین بار تبریک میگوییم!
۴ -مجری مراسم اختتامیه، از آن تیپ آدمهای پررو و از خود راضی بود که برایش فرقی نمیکند، مجری یک جُنگ بچه مدرسهایها باشد، کادوخوان"پاتختی" باشد یا وظیفهی اجرای یک مراسم اختتامیهی اهالی قلم را برعهده داشتهباشد!...
6- دو شب آخر، تا پایان نمایشگاه و جشن ماندم، ساعت حدود 9:30، 10 شدهبود. شب دوم، زیر نور چراغ ایستادهبودم که سه دختر دیگر هم آمدند، انگار منتظر تاکسی تلفنی بودند، خدا را شکر کردم، سرگرم فرستادن اساماس بودم که یک دفعه صدای جیغ وحشتناک...
-->گزارش تصویری در فتوبلاگ - تعدادی از عکسها، هنوز آپلود نشدهاند اما در اولین فرصت، در فتوبلاگ قرار میگیرند...
ادامه مطلب
| | لینک به این مطلب 
امروز، سوم اردیبهشت، روز تولد دانشمند بزرگ، شیخ بهایی و روز اصفهان است. اصفهان، شهری زیبا، منحصر به فرد و دوستداشتنی با جاذبههای توریسی متفاوت، شهری که استحقاق خیلی بیشتر از اینها را دارد اما تبلیغات جهانی برای شناساندن این کانون جذب توریست، آنقدر ناچیز است که باید بنشینیم و حسرت درآمدهای هنگفت شهرهای خارجی، که یک دهم جذابیتهای اصفهان را هم ندارند، بخوریم!
پست قبلیام دربارهی سفر شیراز، حرف و حدیثهایی ایجاد کردهبود که بیانصافی به اصفهان بود. دربارهی اصفهان بیشتر و عمیقتر باید نوشت. از این شهر هرچه بگوییم کم است، مخصوصاً اگر در بهار و تابستان باشیم و با این حجم از زیبایی روبهرو...
در اصفهان، هرجا سربلند کنید، پهنهی وسیعی از آسمان در دیدرس
شماست. این جا در اصفهان، اگر غمگین هستید، کافیست جایی نزدیکیهای سیوسهپل کنار زایندهرود بنشینید و مدتی به آب وپرندگان بیشماری که آن نزدیکیها پرواز میکنند خیره شوید. این جا در اصفهان همهجا آبی و سبز است. اینجا در اصفهان شبهای تابستان، اگر در پارکها قدم بزنید، هر جایی را نگاه کنید، خانوادههایی را میبینید که تصمیم گرفتهاند شام را در پارک بخورند و این کار چندین بار در هفته تکرار میشود، در پارکهای ضلع شمالی، بیشتر، خانوادههایی با قابلمه و گاز پیکنیکی میبینید و در سوی مخالف، بیشتر ترجیح میدهند، ساندویچ، پیتزا و غذاهای فوری و راحت برای حمل، بیاورند. صبح ها هم که پارکها پر است از خانوادهها و افرادی که برای ورزش صبحگاهی میآیند.
اصفهان به واقع شهر زیبا و آرامی است. در تهران به دلیل وضعیت جغرافیایی خاصش (و هم تاحدودی در شیراز) یک جور هیجان، اضطراب و تحرک خاص به انسان منتقل میشود که این حسها رابطهی مستقیمی با وضعیت شهرسازی این شهر دارد، یک طرف برج چند ده طبقه میبینید، طرف دیگر آپارتمان چند طبقه و سویی دیگر یک خانهی یکی، دو طبقه! اما اینجا در اصفهان برج چند ده طبقه خیلی به ندرت میبینی، البته در چند سال اخیر "بلندمرتبه سازی"بسیار شایع شده ولی هنوز آرامش خاص اصفهان ازبین نرفتهاست...
در اصفهان "پارک" زیاد میبینید. درخت، گل، آب، خاک، آسمان آبی، آ
فتاب، کوه... اینجا همه چیز هست. کوه صفهمان هنوز مانند "دربند" تهرانیها شلوغ و "تجاری" نشده. هنوز میتوانی "کوه "ببینی... از "فاطمه کوماندوها" گفتهبودم. در اصفهان، بعضی مواقع که به دلیل مناسبتی، خیابانها شلوغ است، ماشینهای گشتی درخیابانها میبینید که زنانی با "لباس کار"ی به نام "چادر" مشغول انجام "شغلی" به نام "امر به معروف و نهی از منکر" هستند! و گاهی هم البته قدم زنان عملیات "تذکر دهی" را انجام میدهند. اما اینچیزها همیشگی نیست. و اگر خودت مراقب باشی که خط قرمزها را خیلی رد نکنی، کاری به کارَت ندارند.
اصفهان مانند هرشهر بزرگ دیگری، پر است از کافیشاپ و رستوران و پاساژ... در اصفهان شهربازی
نداریم، نه سرپوشیده و نه روباز (یک شهربازی قدیمی وسط شهر هست که وسایل مجهز و جالبی ندارد و یکی، دو تا شهربازی نه چندان به درد بخور در شهرک های اطراف)... در اصفهان محلهایی برای "تخلیهی هیجانی" وجود ندارد و این بیشتر به این دلیل است که اصولاً هیجانهای کاذب و استرسهایی که در شهرهای دیگر به طور مجازی بهوجود میآید، در این شهر نیست. اصفهان را دوست دارم با تمام کم و کاستیهایش. در یک از مصاحبههایم با یک توریست خارجی، جملهای شنیدم که مرا به فکر و حیرت فرو برد. توریست آمریکایی تعریف کرد که با یک اتومبیل از تهران به اصفهان آمده و رانندهی تهرانی در توصیف اصفهان به او گفته:« شهر خیلی خوبیه، اگه مردمش توش نباشن»!!! من حالا به این نتیجه رسیدهام که این فقط به دلیل نوع زندگی آن مرد و همفکرانش در تهران (و برخی شهرهای دیگر) است و البته توقع بیجایی که خیلی از آنها دارند.
| | لینک به این مطلب دیروز اولین روز نمایشگاه مطبوعات اصفهان بود. برای افتتاحیه نتوانستم بروم ولی عصر رفتم. دو سالن
، یکی مربوط به روزنامهنگاران غیر حرفهای که مخصوص نشریات دانشجویی بود و دیگری مربوط به مطبوعات محلی و بعضی از روزنامههای سراسری. از نظر غرفهآرایی بالطیع سالن اول به صورت "خودجوش"و "ابتکاری"بود و سالن دوم "حرفهای".
روزنامهی اصفهان زیبا، روزنامهی نسل فردا، روزنامهی اصفهان امروز، هفته نامهی شهروند امروز، هفتهنامهی جام اصفهان و... باید بگویم واقعاً از این محیطها خوشم مییاد یک جو قشنگ و خیلی خاص داره... البته امروز خیلی سَرسَری غرفهها را دیدم چون دوربینم را نبردهبودم و حال نمیداد! و مهمتر اینکه تنها بودم، حقیقت اینه که دوست دارم اینجور جاها را اکیپی با چند تا دوست پایهی با حال بروم، اون جوری خوش میگذره... امروز خیلی خلوت بود(با این که بلیطی نبود! آخه معمولاً همه نمایشگاههای اصفهان بلیطیه، از 300 به بالا ولی برای این یکی دیگه رویشان نشدهبود بلیط بفروشند!) شاید چون روز اول بوده ولی حیفه چون همهشان واقعاً زحمت کشیده بودند. پس به همه کسانی که تا 3 اردیبهشت اصفهانند شدیداً پیشنهاد میکنم که این نمایشگاه را از دست ندهند.
و دو خبر ویژه: 1- اصفهانزیبا مهمانهای ورزشی ویژهای برای حضور در غرفهاش دعوت کرده. احمدرضا عابدزاده، محرم نویدکیا و...
2- امشب، غرفه اصفهان زیبا حسابی شلوغه! بچههای سرویس جوان، هستند با حضور افتخاری:«خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز». مقدم شما میهمانان گرامیرا به غرفه 47 سالن نقشجهان گرامی میداریم!
| | لینک به این مطلب 








